معنی ضحیاء
6 بازدید
[ ضَ حْ ] (ع ص، اِ) نام اسپی است، یا اسب اشهب. (منتهی الارب). مادیان سپید. (منتخب اللغات). || لیلة ضَحْیاء؛ شب روشن بی ابر. (منتهی الارب). شبی روشن. (مهذب الاسماء). || زنی که موی بر نهفت ندارد.[ ضَ حْ ] (اِخ) نام اسب عمربن عامر. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «ضحیاء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر