معنی ضج
7 بازدید
[ ضَ ج ج ] (ع مص) بانگ و فریاد کردن. بانگ کردن. (زوزنی). آواز کردن و نالیدن و فریاد کردن از بیم، یا عام است. (آنندراج). ضجیج. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «ضج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ضج» برای سرودن شعر