معنی ضبیعة
4 بازدید
[ ضُ بَ عَ ] (اِخ) محلتی است ببصره. (منتهی الارب).[ ضُ بَ عَ ] (اِخ) ابن اسدبن ربیعة. بطنی است از عرب. (منتهی الارب).[ ضُ بَ عَ ] (اِخ) ابن الحارث. وی در یوم تناءة عامربن طفیل را به نیزه بزد، و برخی عکس این گویند، و در این واقعه بنی عامر بگریختند. (عقد الفرید ج ۶ ص ۲۶ و ۲۷).[ ضُ بَ عَ ] (اِخ) ابن ربیعةبن نزار. ضبعی منسوب است به وی. (منتهی الارب).[ ضُ بَ عَ ] (اِخ) ابن عجل بن لجیم بن صعب، از بکربن وائل از عدنان. جدی جاهلی است و گروهی از صحابه از فرزندان ویند. (الاعلام زرکلی ج ۲ ص ۴۳۸).[ ضُ بَ عَ ] (اِخ) ابن قیس بن عکابةبن صعب، از بکربن وائل از عدنان. جدی جاهلی. مالک و جحدر و عباد و سعد از فرزندان وی هستند. (الاعلام زرکلی ج ۲ ص ۴۳۸).
کلمات همقافیه با «ضبیعة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عة» برای سرودن شعر