معنی ضبیس
7 بازدید
[ ضَ ] (ع ص) پلید دشوارخوی. گویند: هو ضبیس شر؛ یعنی او صاحب شر و فساد است. || گرانجان. گران تن. (منتهی الارب). || بددل. (منتهی الارب) (مهذب الاسماء). || گول. کم عقل. || سست بدن. (منتهی الارب). || حریص. (منتهی الارب) (مهذب الاسماء). || اسپ سرکش بدخوی. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «ضبیس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یس» برای سرودن شعر