معنی ضبو
6 بازدید
[ ضَ بْ وْ ] (ع مص) بگردانیدن آتش چیزی را. (تاج المصادر). برگردانیدن آتش گونهٔ چیزی را و بریان کردن آن. || پناه بردن بچیزی. || مضطر شدن. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «ضبو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بو» برای سرودن شعر