معنی ضبس
8 بازدید
[ ضَ ] (ع مص) سخت گرفتن غریم را بتقاضا و ستهیدن بر آن. (منتهی الارب). || (ص) سخت. (مهذب الاسماء).[ ضِ ] (ع اِ) هو ضِبْسُ شَرّ؛ او صاحب شرّ و بدی است. (منتهی الارب).[ ضَ بِ ] (ع ص) پلید. دشوارخوی. (منتهی الارب) (منتخب اللغات). || گربز پرکار. (منتهی الارب). زیرک. || (اِ) بلا. (منتهی الارب).[ ضَ بَ ] (ع مص) پلید و درشت خوی شدن نَفْس کسی. (منتهی الارب). دشوارخو و پلید شدن. (منتخب اللغات).
کلمات همقافیه با «ضبس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بس» برای سرودن شعر