معنی ضبارک
6 بازدید
[ ضُ رِ ] (ع اِ) ضبراک. شیر بیشه. || (ص) شتر دفزک. || مرد توانا و استوارخلقت و فربه بسیار اهل و عدد. (منتهی الارب). مرد بزرگ. (مهذب الاسماء). ج، ضَبارک. (منتهی الارب).[ ضَ رِ ] (ع ص، اِ) جِ ضُبارِک. (منتهی الارب). رجوع به ضُبارِک شود.
کلمات همقافیه با «ضبارک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رک» برای سرودن شعر