معنی ضباح
6 بازدید
[ ضُ ] (اِخ) جایگاهی است. (منتهی الارب).[ ضُ ] (ع اِ) بانگ روباه. (منتهی الارب) (منتخب اللغات). || آواز دم اسب، و آن غیر صهیل و غیر حمحمه است. || بانگ بوم. || (اِخ) نام مردی. (منتهی الارب).[ ضُ ] (ع مص) ضَبح. (منتهی الارب). برآوردن و شنوانیدن اسبان آواز خود را در دویدن یا پویه. (منتهی الارب). || بانگ کردن روباه. (مهذب الاسماء) (زوزنی) (تاج المصادر).[ ضَ بْ با ] (اِخ) ابن اسماعیل کوفی. محدّث است. (منتهی الارب).[ ضَ ب با ] (اِخ) ابن محمدبن علی. محدث است. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «ضباح»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اح» برای سرودن شعر