معنی ضاری
7 بازدید
(ع ص) در پی صید دونده (سگ و مانند آن). سگ بچهٔ دوان. (منتهی الارب). سگ شکاری. (مهذب الاسماء): هنگام کار در غلبه و اقتحام سباع ضاری اندر شکار. (جهانگشای جوینی). ج، ضواری: کلبٌ ضارٍ؛ سگ حریص بشکار و سگ در پی صید رونده. || خون روان. (منتهی الارب). || سقاءٌ ضارٍ باللبن؛ خیک نیکوکنندهٔ شیر. || عرقٌ ضارٍ؛ رگ که خون آن منقطع نشود. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «ضاری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر