معنی ضارع
6 بازدید
[ رِ ] (ع ص) فروتن. || خوار. (منتهی الارب). || رام. || ضعیف. (منتهی الارب). نزار. (دهار) (منتهی الارب) (منتخب اللغات). لاغرجسم. (منتهی الارب). سخت لاغر. (مهذب الاسماء). || ریزه از هر چیزی. || خردسال ناتوان. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «ضارع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رع» برای سرودن شعر