معنی ضاحی
6 بازدید
(ع ص) پیدا. گشاده: مکان ضاحٍ؛ جای ظاهر و بارز. (منتهی الارب). || برآمده (روز).(اِخ) رودباری است هذیل را. (معجم البلدان).(اِخ) ریگزاری است در جانب سَلمی غربی و در آن آبی است بنام محرَمة و آب دیگری بنام اَثیب. (معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «ضاحی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «حی» برای سرودن شعر