معنی ضابع
7 بازدید
[ بِ ] (ع ص) نعت فاعلی از ضبع: ناقة ضابع؛ شتر بازویازنده در رفتن. || فَرس ضابع؛ اسب تیزرفتار یا بسیاررو یا گردن پیچان یک جانب رونده. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «ضابع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بع» برای سرودن شعر