معنی ضأز
9 بازدید
[ ضَ ءْزْ ] (ع مص) ستم کردن. (منتهی الارب). جور کردن. (منتخب اللغات). نقصان کردن حق کسی. (تاج المصادر). کم کردن حق کسی. (منتخب اللغات). ضَأزَ فلاناً حقه؛ کم کرد حق او را. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «ضأز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «أز» برای سرودن شعر