معنی صیقلده
7 بازدید
[ صَ قَ دِ ] (اِخ) دهی است جزء بلوک خورکام دهستان عمارلو بخش رودبار شهرستان رشت، واقع در ۲۵ هزارگزی خاور رودبار و ۳۳ هزارگزی رستم آباد. کوهستانی و معتدل است. ۲۵۰ تن سکنه دارد. آب آن از چشمه. محصول آنجا غلات، بنشن، لبنیات و گردو. شغل اهالی زراعت و گله داری است. راه مالرو دارد. عده ای از سکنه برای تأمین معاش به گیلان رفته و برمیگردند. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۲).[ صَ قَ دِ ] (اِخ) دهی است جزء دهستان بخش آستانهٔ شهرستان لاهیجان، واقع در ۱۸ هزارگزی شمال خاوری آستانه و ۶ هزارگزی دهشال. این ده در جلگه واقع و هوای آن معتدل و مرطوب است. ۴۰۰ تن سکنه دارد. آب آن از سالارجوب سفیدرود. محصول آنجا برنج، بنشن، صیفی و مرغابی. شغل اهالی زراعت و صید است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۲).
کلمات همقافیه با «صیقلده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر