معنی صیق
7 بازدید
(ع اِ) غبار بالا رفته یا عام است، یا کثرت و کثافت و سطبری و بلندی غبار است. (منتهی الارب). گرد اندر هوا. (مهذب الاسماء). || باد و اصل این کلمه (زیق) و نبطی است. و لیث گوید غباری است که در هوا بالا رفته. (المعرب جوالیقی ص ۱۱). || بانگ و فریاد. || خوی. || بوی بد ستوران. || پیه سرخ داخل خرمابن. || گنجشک. ج، صیقان. (منتهی الارب).[ یَ ] (ع اِ) جِ صیق. رجوع به صیق شود.(اِخ) بطنی است از عرب. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «صیق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یق» برای سرودن شعر