معنی صیغ
5 بازدید
[ صَ یْ یِ ] (ع ص) کذاب بیهوده گوی سخن آرای. (منتهی الارب).[ یَ ] (ع اِ) جِ صیغة. رجوع بدان کلمه شود.[ ] (اِخ) ناحیتی است از نواحی خراسان. (معجم البلدان) (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «صیغ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یغ» برای سرودن شعر