معنی صیرورة
6 بازدید
[ صَ رَ ] (ع مص) گشتن. (ترجمان علامهٔ جرجانی) (تاج المصادر بیهقی). || بازگردیدن کار. || میل کردن بسوی کسی. (منتهی الارب). || (اصطلاح فلسفه) شدن. هرقلیطوس افیسوسی که یکی از فلاسفهٔ نحلهٔ ایونی و از حکمای یونانی قبل از سقراط است، اصل عالم را تبدل و بی قراری و شدن میداند. وی منکر وجود ثابت و پایدار است و عالم را به رودی تشبیه میکند که همواره روان است و یک دم مانند دم دیگر نیست. او میگوید: هیچ چیز را نمی توان گفت می باشد، بلکه باید گفت میشود و شدن نتیجهٔ کشمکش اضداد است. (از سیر حکمت ج ۱ ص ۴).
کلمات همقافیه با «صیرورة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رة» برای سرودن شعر