معنی صیدگیر
6 بازدید
[ صَ/ صِ ] (نف مرکب) شکارگیر. آنچه صید بچنگ آرد. صیدشکر: کجا گشت شاهین او صیدگیر ز شاهی گردون برآرد نفیر.نظامی. روز صیادم بد و شب پاسبان تیزچشم و صیدگیر و دزدران.مولوی.
کلمات همقافیه با «صیدگیر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یر» برای سرودن شعر