معنی صیحه
7 بازدید
[ صَ حَ ] (اِخ) دهی است از دهستان بنوارناظر بخش شوش شهرستان دزفول، واقع در ۲۴ هزارگزی شمال خاوری شوش و ۳ هزارگزی کنار باختری راه آهن تهران به اهواز. این ده در دشت واقع و گرمسیری و مالاریائی است. ۴۰۰ تن سکنه دارد. آب آن از رودخانهٔ دز. محصول آنجا غلات، برنج و کنجد. شغل اهالی زراعت است. راه آن در تابستان اتومبیل رو است. ساکنین از طایفهٔ عشایر لر هستند. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۶).
کلمات همقافیه با «صیحه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «حه» برای سرودن شعر