معنی صکة
7 بازدید
[ صَ کْ کَ ] (ع اِ) سختی گرمای نیمروز و آن مضاف بسوی عمی آید. گویند لقیته صکة عمی؛ یعنی دیدم او را در شدت گرمای نیم روز. عمی نام مردی است از عمالقه که غارت کرد قومی را در نیم روز و از بن برکند آنها را. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «صکة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کة» برای سرودن شعر