معنی صومعه‌سرا

معنی صومعه‌سرا

7 بازدید
[ صَ مَ عَ سَ ] (اِخ) شهر کوچک صومعه سرا مرکز بخش صومعه سرا تابع شهرستان فومن و مختصات جغرافیائی آن بشرح زیر است: طول ۹۴ درجه و ۱۹ دقیقه عرض ۳۷ درجه و ۱۷ دقیقه در ۲۲ هزارگزی باختر رشت و ۱۶ هزارگزی باختر فومن از طریق جمعه بازار. سر راه شوسهٔ رشت به طالش از طریق کسما و طاهرگوراب واقع شده است. ادارات دولتی قصبه عبارت از: بخشداری، شهرداری، دارائی، دخانیات، پست و تلگراف و تلفن، بهداری، آمار، ژاندامری، دامپزشکی و جنگل بانی و دارای ۸ هزار تن جمعیت است. در حدود ۲۵۰ دکان دارد و روزبروز وسعت بازار و اهمیت اقتصادی آن افزوده میشود. در سال ۱۳۲۷ با شرکت سهامی عده ای از سکنه، کارخانهٔ برقی در آنجا دائر شده و روشنائی آن را تأمین میکند. کارخانهٔ برنج کوبی آن در حدود ۷ ماه از سال دائر است و ۲۰ تن کارگر دارد. آب آن از رودخانهٔ ماسوله تأمین میشود. محصول عمدهٔ آن برنج، توتون سیگار، ابریشم و چای، و بیشتر سکنهٔ آن کاسب بازاری هستند و روزهای یکشنبه هر هفته بازار عمومی دارند. یک باب دبیرستان و یک باب دبستان مختلط نیز دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۲).
[ صَ مَ عَ سَ ] (اِخ) نام یکی از بخشهای شهرستان فومن، همچنین نام شهر کوچک مرکز بخش است. این بخش در قسمت شمال باختری شهرستان واقع و هوای آن معتدل و مرطوب است. آب مزروعی قرای تابع بخش از رودخانه های تنیان، سیاه رودخان، پلنگ رود و رودخانهٔ ماسوله تأمین میگردد. محصول عمدهٔ این بخش به ترتیب اهمیت: برنج، توتون سیگار، ابریشم، چای و مختصر نیشکر در چند محل بخصوص است. راه شوسهٔ رشت به طالش تقریباً از وسط این بخش از قصبات صومعه سرا، کسما، اباتر، طاهرگوراب و ضیابر میگذرد. این بخش از دو دهستان یکی مرکزی و دیگری گسگرات تشکیل شده، جمع قرای بخش در حدود ۱۰۳ آبادی بزرگ و کوچک و جمع سکنهٔ آن در حدود ۶۳۰۰۰ تن است. دهستان مرکزی از ۶۰ آبادی تشکیل شده و در حدود ۴۸ هزار تن جمعیت دارد. قرای مهم آن عبارتند از: قصبهٔ کسما که در ۴ هزارگزی شمال صومعه سرا واقع است و اهمیت تاریخی دارد و سابقاً مرکز حکومت فومنات بوده است. قرای مهم دیگر عبارت است از پشتیر، میانده، مرکیه، گوراب زرمخ که در انقلابات جنگل مرکز انقلابیون بوده، پیشخان، پشته ساز و تنیان. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۲).

کلمات هم‌قافیه با «صومعه‌سرا»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «را» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید