معنی صومعهداری
6 بازدید
[ صَ / صُو مَ عَ / عِ ] (حامص مرکب) اقامت در صومعه. رهبانی. مجازاً عبادت : دیو اگر صومعه داری کند اندر ملکوت همچو ابلیس همان طینت ماضی دارد. سعدی.
کلمات همقافیه با «صومعهداری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر