معنی صومعه
6 بازدید
[ صَ مَ عَ ] (ع اِ) عبادت خانهٔ ترسایان و نصاری که سر آن بلند و باریک سازند. (غیاث اللغات). جای عبادت. (ترجمان علامهٔ جرجانی). عبادت جای. (مهذب الاسماء). خانه ای است مر ترسایان را. (منتهی الارب). کاره. طربال. تامورة. عجوز. ج، صوامع : در زاویه امروز بخندد لب زاهد در صومعه امروز بخندد لب ابدال.فرخی. موسی و خضر آمده بصومعهٔ او صومعه دارد مگر فقیرمثال است.خاقانی. || مجازاً عبادتخانهٔ اهل اسلام : صوفی از صومعه گو خیمه بزن در گلزار وقت آن نیست که در خانه نشینی بیکار. سعدی. بس که خرابات شد صومعهٔ صوف پوش بس که کتب خانه گشت مصطبهٔ دردخوار. سعدی. || عقاب بدان جهت که بلند پرد. || کلاه دراز. (منتهی الارب). عمامة. (مهذب الاسماء). برنس. (اقرب الموارد). || سراشکنه. (منتهی الارب). || (مص) باریک کردن سراشکنه را. || فراهم آوردن چیزی را. (منتهی الارب) (اقرب الموارد).[ صَ مَ عَ ] (اِخ) ده کوچکی است از دهستان و بخش کلیبر شهرستان اهر، واقع در ۲ هزارگزی شمال کلیبر و راه شوسهٔ اهر به کلیبر. کوهستانی و معتدل است. ۳۷ تن سکنه دارد. آب آن از چشمه. محصول آنجا غلات، گردو. شغل اهالی زراعت و گله داری. راه دهکده مالرو است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۴).[ صَ مَ عَ ] (اِخ) دهی است از دهستان چهاراویماق بخش قره آغاج شهرستان مراغه، واقع در ۲۳ هزارگزی خاور قره آغاج و ۳۳ هزارگزی جنوب شوسهٔ مراغه به میانه. کوهستانی، معتدل و مالاریایی است. ۶۱ تن سکنه دارد. آب آن از رودخانهٔ آیدوغموش. محصول آنجا غلات، نخود، بزرک و زردآلو. شغل اهالی زراعت و صنایع دستی آنان جاجیم بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۴).[ صَ مَ عَ ] (اِخ) دهی است جزء دهستان حومهٔ بخش مرکزی شهرستان اهر، واقع در ۹۵۰۰ گزی شمال باختری اهر و ۴۵۰۰ گزی راه ارابه رو تبریز به اهر. کوهستانی و معتدل است. ۲۱۱ تن سکنه دارد. آب آن از چشمه. محصول آنجا غلات و حبوبات. شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی آنان فرش و گلیم بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۴).[ صَ مَ عَ ] (اِخ) دهی است جزء دهستان بدوستان بخش هریس شهرستان اهر، واقع در ۹ هزارگزی شمال هریس و ۱۶ هزارگزی شوسهٔ تبریز به اهر. کوهستانی و معتدل است. ۳۲۱ تن سکنه دارد. آب آن از چشمه. محصول آن غلات و حبوبات. شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی آنان فرش بافی است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۴).[ صَ مَ عَ ] (اِخ) دهی است از دهستان سراجو بخش مرکزی شهرستان مراغه، واقع در ۱۷ هزار و پانصد گزی شمال خاوری مراغه و ۱۹ هزار و پانصد گزی شمال شوسهٔ مراغه به میانه. این ده در دره واقع و هوای آن معتدل و سالم است. ۳۲۵ تن سکنه دارد. آب آن از صوفی چای است. محصول آنجا غلات، چغندر، توتون، کشمش، بادام، کرچک و نخود. شغل اهالی زراعت و صنایع دستی آنان کرباس بافی است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۴).[ صَ مَ عَ ] (اِخ) دهی است از دهستان دیزجرود بخش عجب شیر شهرستان مراغه، واقع در ۱۲ هزارگزی خارو عجب شیر و ۸ هزارگزی خاور شوسهٔ مراغه به آذرشهر. هوای آن معتدل و مالاریائی است. ۴۰۳ تن سکنه دارد. آب آن از قلعه چای. محصول آنجا غلات، کشمش، بادام، توتون و زردآلو. شغل اهالی زراعت و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۴).[ صَ مَ عَ ] (اِخ) دهی است از دهستان آلان برآغوش بخش آلان برآغوش شهرستان سراب، واقع در ۲۰ هزارگزی شمال خاوری مهربان و ۱۶ هزارگزی شوسهٔ تبریز به سراب. کوهستانی و معتدل است. ۱۱۰۷ تن سکنه دارد. آب آن از رودخانهٔ چاکی چای. محصول آنجا غلات. شغل اهالی زراعت، گله داری و کارگری و صنایع دستی آنان جاجیم بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۴).[ صَ مَ عَ ] (اِخ) دهی است از دهستان کلخوران بخش مرکزی شهرستان اردبیل، واقع در ۶ هزارگزی شمال اردبیل و ۳ هزارگزی شوسهٔ خیاو اردبیل. این ده در جلگه واقع و هوای آن معتدل است. ۱۴۰۰ تن سکنه دارد. آب آن از قنات. محصول آنجا غلات، حبوبات. شغل اهالی زراعت و گله داری و راه ده مالرو است. دبستان دارد. خرابهٔ گندی (گنبدی؟) قدیمی بنام شاطر دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۴).[ صَ مَ عَ ] (اِخ) دهی است از دهستان بروانان بخش ترکمان شهرستان میانه، واقع در ۱۲ هزارگزی خاور ترکمان در مسیر شوسهٔ تبریز به میانه. این ده کوهستانی و هوای آن معتدل است. ۱۶۷۶ تن سکنه دارد. آب آن از چشمه. محصول آنجا غلات، عدس، نخود و بزرک. شغل اهالی زراعت و گله داری. راه ده شوسه است. در دو محل بفاصلهٔ ۵ هزارگز بنام صومعهٔ بالا (علیا) و صومعهٔ پائین (سفلی) معروف است. سکنهٔ صومعهٔ بالا ۱۱۶۱ تن و تا شوسه ۷ هزار گز فاصله دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۴).[ صَ مَ عَ ] (اِخ) دهی است از دهستان سراجو بخش مرکزی شهرستان مراغه، واقع در ۳۴ هزارگزی جنوب خاوری مراغه و ۲۵۰۰ گزی شمال راه ارابه رو مراغه به قره آغاج. این ده کوهستانی و هوای آن معتدل و سالم است. ۱۴۶۱ تن سکنه دارد. آب آن از چشمه سارها. محصول آنجا غلات، چغندر و نخود. شغل اهالی زراعت و کاسبی و صنایع دستی آنان جاجیم بافی است. راه مالرو دارد. در دو محل بفاصلهٔ ۵۰۰ گز بنام صومعهٔ بالا و پائین مشهور است، صومعه بالا ۱۰۳۵ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۴).[ صَ مَ عَ ] (اِخ) دهی است از دهستان مرکزی بخش فریمان شهرستان مشهد، واقع در ۱۶۰۰۰ گزی جنوب باختری فریمان و ۱۰۰۰ گزی باختر راه مالرو عمومی فریمان به پاقلعه. کوهستانی و سردسیر است. ۹۹۲ تن سکنه دارد. آب آن از قنات. محصول آنجا غلات و زعفران. شغل اهالی زراعت و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۹).[ صَ مَ عَ ] (اِخ) دهی است از دهستان مازول بخش حومهٔ شهرستان نیشابور، واقع در ۱۲۰۰۰ گزی شمال نیشابور. این دهکده کوهستانی و هوای آن معتدل است. ۱۲۳۸ تن سکنه دارد. آب آن از قنات. محصول آنجا غلات. شغل اهالی زراعت، گله داری و داد و ستد در شهر نیشابور است. راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۹).[ صَ مَ عَ ] (اِخ) دهی است از دهستان مرکزی بخش فریمان شهرستان مشهد، واقع در ۱۷۰۰۰ گزی جنوب باختری فریمان و ۱۰۰۰ گزی باختر راه مالرو عمومی فریمان به پاقلعه، در جلگه واقع و هوای آن معتدل است. ۱۹۰ تن سکنه دارد. آب آن از قنات. محصول آنجا غلات و شغل اهالی زراعت و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۹).[ صَ مَ عَ ] (اِخ) دهی است از دهستان مرکزی بخش حومهٔ شهرستان سبزوار، واقع در ۱۵۰۰۰ گزی شمال باختری سبزوار و ۳۰۰۰ گزی خاور جاده اتومبیل رو خسروگرد. در جلگه واقع و هوای آن معتدل است. ۶۳ تن سکنه دارد. آب آن از قنات. محصول آنجا غلات، زیره و پنبه. شغل اهالی زراعت است. راه مالرو دارد و از نزدیکی کسکن میتوان اتومبیل برد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۹).[ صَ مَ عَ ] (اِخ) دهی است از دهستان بالاولایت بخش حومهٔ شهرستان تربت حیدریه، واقع در ۳۰۰۰ گزی تربت حیدریه و ۴۰۰۰ گزی خاور راه شوسهٔ عمومی تربت به مشهد. این دهکده در جلگه واقع و هوای آن معتدل است. ۷۴۵ تن سکنه دارد. آب آن از قنات. محصول آنجا غلات و بنشن. شغل اهالی زراعت و گله داری و کرباس بافی است. راه آن مالرو است و از ضیاءالدین میتوان اتومبیل برد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۹).[ صَ مَ عَ ] (اِخ) دهی است از دهستان ریوند بخش حومهٔ شهرستان نیشابور، واقع در ۱۲۰۰۰ گزی جنوب نیشابور. این دهکده در جلگه واقع و هوای آن معتدل است. ۱۲۳ تن سکنه دارد. آب آن از قنات. محصول آنجا بنشن. شغل اهالی زراعت است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۹).
کلمات همقافیه با «صومعه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عه» برای سرودن شعر