معنی صومای حومه

معنی صومای حومه

7 بازدید
[ یِ حَ مَ ] (اِخ) نام یکی از دهستانهای سه گانهٔ بخش صومای شهرستان ارومیه است. این دهستان در اطراف حومهٔ بخش واقع شده و هوای آن سردسیر است. موقعیت طبیعی آن کوهستانی و آب مزروعی از رود هشتیان، چشمه سارها، آب برف و باران تأمین میگردد. این دهستان از شمال به دهستان حومهٔ سلماس و گردیان، از جنوب به برادوست، از خاور به انزل و از باختر به مرز ایران و ترکیه محدود است. این دهستان از ۵۰ قریهٔ بزرگ و کوچک تشکیل شده، جمعیت آن در حدود ۹۹۳۰ تن است. قرای مهم آن: گنبد، بچه جیگ، فیروزیان، باوان، جوجهینی، جونی جتر، خله گوش، ریگ آباد، سیدآباد، سین آباد، قصریک و قورمیک است. شغل عمدهٔ ساکنین این دهستان کشاورزی و گله داری است. محصولات عمدهٔ آن غلات و توتون است و دامپروری دارد. راههای این منطقه تمام مالرو و پیاده رو است، فقط یک راه ارابه رو که از درهٔ تمر به هشتیان و از هشتیان به راه سرو وصل میشود دارد که آن هم قابل اتومبیل رانی نیست. مرکز این دهستان قریهٔ قصریک است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۴).

کلمات هم‌قافیه با «صومای حومه»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «مه» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید