معنی صولی

معنی صولی

8 بازدید
(اِخ) محمدبن یحیی بن عبداللََّه بن عباس بن محمدبن صول تکین کاتب، مکنی به ابی بکر و معروف به صولی شطرنجی. از ابوداود سجستانی و ابوالعباس ثعلب و مبرد و جز آنان روایت کند و دارقطنی و مرزبانی از او روایت دارند. صولی از بزرگان ادب است. وی ندیم الراضی و المکتفی و المقتدر بود. او را تصانیفی است، از آن جمله: الاوراق فی اخبار آل العباس و اشعار هم. الغرر. الانواع. العبادة. ادب الکاتب. الوزراء. اخبار ابی تمام. اخبار القرامطه. اخبار ابن هرمة. اخبار سیدحمیری. اخبار ابی عَمروبن العلاء. اخبار اسحاق بن ابراهیم. وی در شطرنج یگانهٔ روزگار بود و بسال ۳۳۵ یا ۳۳۶ هـ . ق. درگذشت. (وفیات الاعیان ج ۲ ص ۸۸). رجوع به الموشح مرزبانی و الفهرست ابن ندیم و الاعلام زرکلی شود.
(اِخ) ابراهیم بن عباس بن محمد. رجوع به ابراهیم بن عباس بن محمد شود.
(اِخ) دهی است از دهستان طیبی گرمسیری بخش کهکیلویهٔ شهرستان بهبهان، واقع در ۶ هزارگزی شمال باختری لنده و ۷۲ هزارگزی شمال اتومبیل رو بهبهان به آغاجاری واقع است. این دهکده کوهستانی، گرمسیر و مالاریائی است. ۱۵۰ تن سکنه دارد. آب آن از چشمه. محصول آنجا غلات، پشم و لبنیات. شغل اهالی زراعت و حشم داری و صنایع دستی آنان قالی، قالیچه و گلیم بافی است. راه دهکده مالرو است و ساکنین از طایفهٔ طیبی هستند. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۶).

کلمات هم‌قافیه با «صولی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «لی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید