معنی صوفیگری
6 بازدید
[ گَ ] (حامص مرکب) صوفیی. تصوف. صوفی بودن : کند حقِ صوفیگری را اَدا به یک چشم بیند بشاه و گدا. ملاطغرا (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «صوفیگری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر