معنی صوفیوش
6 بازدید
[ وَ ] (ص مرکب) صوفی مانند. شبیه به صوفی. متصوف : از این مزوجه و خرقه نیک در تنگم به یک کرشمهٔ صوفی وشم قلندر کن.حافظ. درین صوفی وشان دردی ندیدم که صافی باد عیش دردنوشان.حافظ.
کلمات همقافیه با «صوفیوش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وش» برای سرودن شعر