معنی صوغ

معنی صوغ

9 بازدید
[ صَ ] (ع مص) فرورفتن آب بزمین. || نانخورش در نان فرورفتن. || آفریدن خدای کسی را. (منتهی الارب). آفریدن. (تاج المصادر بیهقی). || آماده کردن چیزی را بر مثال راست. (منتهی الارب). مهیا ساختن آنرا بر مثال مستقیم. (اقرب الموارد). || در کالبد ریختن چیز گداخته را. (منتهی الارب). || زرگری کردن. (تاج المصادر بیهقی) (مصادر زوزنی). || دروغ بستن و آراستن آنرا. (منتهی الارب). || آسان به گلو درشدن شراب. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). سوغ. || (ص، اِ) همسال. همزاد. || همانند. مثل. (اقرب الموارد).
[ صَ ] (ع مص) (اصطلاح علم صرف) عبارتست از گرفتن مادهٔ اصلی و تصرف کردن در آن ماده به ایجاد هیأت و شکلی و افزودن و قائل شدن معنی برای آن ماده بنحوی که اصل ماده اش باقی ماند، در صورتی که معنی اصل در فرع باشد، چنانکه در ساختن ظرف و اقسام زیور از طلا. (از کشاف اصطلاحات الفنون).
(ع اِ) پرنده ای است رنگ آن سیاه و سفید آمیخته و سینهٔ آن سرخ بیشتر به درختان و سبزه رو آورد. (صبح الاعشی ج ۲ ص ۶۴).

کلمات هم‌قافیه با «صوغ»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «وغ» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید