معنی صور فلکی
6 بازدید
[ صُ وَ رِ فَ لَ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) مجموعه هائی از ستارگان که برای شناختن و تمیز آنها ستاره شناسان بهر یک نام حیوانی یا چیز دیگر داده اند که بیش و کم آن مجموعه بدان حیوان یا شی ء شبیه تواند بود. و نزد قدما صور مزبور چهل و هشت بوده است و متأخران دو صورت بر صور جنوبی افزوده اند که مجموع ۵۰ شود که برای مزید تمایز جملگی را به سه بخش کرده اند: الف- صور شمالی و آن ۲۱ صورت است: ۱- دب اصغر ۲- دب اکبر یا عرابهٔ داود ۳- تنین یا اژدها ۴- کیکاوس یا قیقاوس یا ملتهب ۵- عواء یا بقار یا گاوچران یا طاردالدب یا حارس الشمال یا حارس السماء یا صیّاح ۶- فُکه یا اکلیل شمالی یا کاسهٔ درویشان یا قصعةالمساکین ۷- الجاثی علی رکبتیه یا راقص ۸- شلیاق یا نسر واقع یا دیگ پایه یا چنگ رومی یا اثافی ۹- دجاجه یا اوزالعراقی ۱۰- ذات الکرسی یا خداوند کرسی ۱۱- برشاوش یا حامل رأس الغول یا سوار یا فرساوس ۱۲- ممسک الاعنه یا صاحب المعز ۱۳- حوا ۱۴- حیه ۱۵- تیر یا سهم ۱۶- عقاب یا نسر طائر یا شاهین ۱۷- دلفین ۱۸- قطعةالفرس یا فرس اول یا اسب کوچک ۱۹- فرس اعظم یا فرس ثانی ۲۰- مرأةالمسلسلة ۲۱- مثلث یا سه سو. ب- صور منطقه یا بروج و آن دوازده صورت است: ۱- حمل یا بره ۲- ثور یا گاو یا گاو پروین ۳- جوزا یا توأمان یا دوپیکر ۴- سرطان یا خرچنگ ۵- اسد یا شیر ۶- سنبله یا خوشه یا عذراء ۷- میزان یا ترازو شاهین یا ترازو ۸- عقرب یا کژدم ۹- قوس یا رامی یا کمان ۱۰- جدی یا بزغاله ۱۱- دلو یا ساکب الماء ۱۲- حوت یا حوتین یا دو ماهی. پ- صور جنوبی و آن هفده صورت است: ۱- قیطس ۲- جبار ۳- نهر اردن یا نهر یا جوی ۴- ارنب یا خرگوش ۵- کلب اکبر یا کلب الجبار یا سگ کلان ۶- کلب اصغر یا کلب مقدم یا سگ کوچک ۷- شجاع ۸- سفینه ۹- باطیه یا معلف ۱۰- غراب ۱۱- قنطوروس یا سنطوروس ۱۲- سبع یا ذئب ۱۳- مجمره یا آتشدان ۱۴- اکلیل جنوبی یا افسر یا قبه ۱۵- حوت جنوبی ۱۶- حوض یا ضفیرةالاسد یا شعر بر نیکی یا هلبه یا ذات الشعور ۱۷- انطونیوس. رجوع به ثوابت شود.
کلمات همقافیه با «صور فلکی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کی» برای سرودن شعر