معنی صور اسرافیل
6 بازدید
[ رِ اِ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) شاخی که اسرافیل در وی دمد. (ترجمان علامهٔ جرجانی ترتیب عادل). آنچه اسرافیل در آن دمد. (مهذب الاسماء). آنچه اسرافیل روز محشر خواهد دمید یک بار جهت میرانیدن و بار دیگر برای زنده کردن و میان هر دو نفخه چهل سال فاصله باشد. (غیاث اللغات). آنچه اسرافیل در آن دمد جهت میرانیدن و زنده کردن خلق. (منتهی الارب): سرافیل را دید صوری بدست برافراخته سر ز جای نشست.فردوسی. گیتی بمثل سرای کار است تا روز قیام و نفخت صور.ناصرخسرو. خروش شهپر جبریل و صور اسرافیل غریو سبحهٔ رضوان و زیور حورا.خاقانی. سر برون زد ز مهد میکائیل به رصدگاه صور اسرافیل.نظامی. و رجوع به صور شود.[ رِ اِ ] (اِخ) میرزا جهانگیرخان شیرازی فرزند آقا رجبعلی. مدیر روزنامهٔ صور اسرافیل که بخاطر نام روزنامه اش به صور اسرافیل ملقب گردید. ملک زاده ترجمهٔ او را چنین آورده است: وی در سنهٔ ۱۲۹۲ هـ . ق. در شهر شیراز متولد شد. خانوادهٔ او در شیراز مردمان فقیری بودند. در اوان کودکی پدرش آقا رجبعلی درگذشت و عمهٔ وی سرپرستی او را به عهده گرفت پنجساله بود که با عمه و جدهٔ خود به تهران رفت. چهارده ساله بود که به شیراز بازگشت و در آنجا به تحصیل پرداخت. مقدمات ادبیات، منطق و ریاضی را نزد اساتید زمان فراگرفت و بسال ۱۳۱۱ هـ . ق. با عمهٔ خود به تهران رفت و در دارالفنون و دیگر مدارس عالیهٔ تهران به تحصیل علوم و فنون جدید پرداخت <۵۳۰۶۴۱۰۱۵۰۸۰۰۱>...و یکی از دانشمندان زمان گردید. و این هنگام بود که نهضت آزادی خواهی آغاز شده بود. در انجمن های سری و مجامع خفائی ایرانیان راه یافت و با بزرگان سیاسی ایران آشنا گشت و یکی از ارکان عمدهٔ آزادی طلبان به شمار رفت. بسال ۱۳۲۴ هـ . ق. آزادی طلبان ایران موفق شدند مشروطیت را در ایران برقرار سازند، پس از فوت مظفرالدین شاه، محمدعلی شاه با مشروطیت مخالفت کرد. میرزا جهانگیرخان بهمداستانی چند نفر از دانشمندان بمقاومت برخاست و روزنامه ای موسوم به صور اسرافیل ایجاد کرد. تا آن وقت ادبیات و انشاء ایرانی عموماً و روزنامه ها خصوصاً بطرز نگارش قدیم سراسر الفاظ مسجع باطمطراق و بی حقیقت و معنی و خالی از سود و اثر بود. این روزنامه تأثیری فراوان کرد. روزنامهٔ صور اسرافیل به مشکلاتی دچار شد چندین بار نویسندهٔ او را تکفیر کردند و چند بار بساط روزنامه نویسیش را فروپیچیدند. (از تاریخ انقلاب مشروطیت ایران ج ۲ صص ۲۴۰-۲۴۳ به اختصار). مقالات اول و آخر روزنامه صور اسرافیل بقلم مؤلف لغت نامه است جز شمارهٔ ۲۰ که بقلم صور اسرافیل میباشد. پس از اشغال مجلس جهانگیرخان نیز بوسیلهٔ قزاقان دستگیر شد و او را به باغشاه بردند. احمد کسروی نویسد: هنگامی که از مقابل سفارت انگلیس می گذشتند یک دسته ارمنی و اروپائی ایستاده بودند، میرزا جهانگیرخان ایشان را دید و آواز برداشت: «ما آزادی خواهانیم». قزاقی از پشت سر شوشکه بر پشت سر او فرودآورد و خون روان گردید. سپس آنان را به باغشاه بردند و روز چهارشنبه سوم تیر ماه ۱۳۲۶ هـ . ق. او را خفه کردند. (تاریخ مشروطیت تألیف احمد کسروی صص ۶۳۹ - ۶۶۰).
کلمات همقافیه با «صور اسرافیل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یل» برای سرودن شعر