معنی صورت زشت کردن
6 بازدید
[ رَ زِ کَ دَ ] (مص مرکب) نام کسی را زشت کردن. کسی را بدنام کردن. برای کسی سخن چینی کردن چنانکه او را از نظر اندازند: چه چاره بود جز از فرمانبرداری که مضربان مفسد صورت من زشت کرده بودند. (تاریخ بیهقی). امیر محمد... جستجوی کارهای برادر کردی و همیشه صورت او زشت می گردانید. (تاریخ بیهقی).
کلمات همقافیه با «صورت زشت کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر