معنی صورت دادن
6 بازدید
[ رَ دَ ] (مص مرکب) چیزی را صورت چیزی دادن و آنرا بشکل وی در آوردن. مبدل ساختن : آب خوش را صورت آتش مده اندر آتش صورت آبی منه.مولوی. || در تداول عوام، انجام دادن کاری را. کاری را پایان دادن. معامله ای را خاتمه بخشیدن. || دادن سیاههٔ دخل یا خرج. فهرستی از ارقام جزء نوشتن و به کسی دادن. رجوع به صورت حساب شود. - صورت دادن کار دختری را؛ مهر از وی برگرفتن. بکارت او را برداشتن. - صورت دادن کار زن را؛ آرمیدن با وی. با او هم بستر شدن : بدو گفتم تو صورت را نکو گیر که من صورت دهم کار خود از زیر. ایرج میرزا.
کلمات همقافیه با «صورت دادن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر