معنی صورت جادو
7 بازدید
[ رَ تِ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) صورتی که مصوران در آن صورت های دیگر حیوانات کشند و تمام آن صورت را صورت جادو خوانند و هر صورت جزئی را نامی جداگانه بود، مثلاً فیل جادو و شتر جادو و مانند آن. (آنندراج): نه بس هر لحظه از یاد پری روئی دگر سوزم تنم از داغ الوان صورت جادوست پنداری. محمدسعید اشرف (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «صورت جادو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دو» برای سرودن شعر