معنی صورت احوال
6 بازدید
[ رَ تِ اَ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) محضر و قباله که برای اثبات دعوی به مُهر و دستخط ثقات مرتب سازند. (از آنندراج): آنجا که جلوهٔ تو ز رخ پرده افکند رنگ از عذار صورت احوال می پرد. تأثیر (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «صورت احوال»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ال» برای سرودن شعر