معنی صورتکش
5 بازدید
[ رَ کَ / کِ ] (نف مرکب) عکاس. مصور. تصویرکش : نمی بود اگر خامه از موی او چه میکرد صورتکش روی او؟ملاطغرا. رجوع به صورت کشیدن شود. (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «صورتکش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کش» برای سرودن شعر