معنی صورت‌پرست

معنی صورت‌پرست

6 بازدید
[ رَ پَ رَ ] (نف مرکب) پرستندهٔ صورت. فریفتهٔ جمال ظاهر: آنچه با صورت پرستان هری کردی عیان هیچ صورت بین ندارد ز آن معانی جز خبر. سنائی. عاشق خویشی تو و صورت پرست زآن سپهر آیینه ای داری بدست.نظامی. نظر بر بت نهی صورت پرستی قدم بر بت نهی رفتی و رستی.نظامی. نی دو باشد تا توئی صورت پرست پیش او یک گشت کز صورت برست. مولوی. کی بود جای ملک در خانهٔ صورت پرست رو چه صورت محو کردی با ملک همخانه باش. سعدی. رجوع به صورت پرستی و صورت پرستیدن شود. || صفت مانی است در این ابیات : بگفتند کاین مرد صورت پرست نه بر پایهٔ موبدان موبد است.فردوسی. بدو گفت کای مرد صورت پرست به یزدان چرا آختی خیره دست.فردوسی. چنین گفت کاین مرد صورت پرست نگنجد همی در سرای نشست.فردوسی.

کلمات هم‌قافیه با «صورت‌پرست»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ست» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید