معنی صورتنما
6 بازدید
[ رَ نُ / نِ / نَ ] (نف مرکب) نمایندهٔ صورت. نشان دهندهٔ صورت از جلا و صافی : صورت نمای شد رخ خاقانی از سرشک رخسار او نگر صنما منگر آینه.خاقانی. || خالق. آفریننده. مصور: عجب زآن صانع صورت نمایت که چون شیرین نشد تلخ از هوایت.نظامی.
کلمات همقافیه با «صورتنما»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ما» برای سرودن شعر