معنی صورتنشین
6 بازدید
[ رَ نِ ] (نف مرکب) مصور. مجسم : عشق را در عالَم اجسام مجنون نام کرد حسن را صورت نشین کرده ست و لیلی ساخته. واله هروی (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «صورتنشین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر