معنی صورتساز
6 بازدید
[ رَ ] (نف مرکب) سازندهٔ صورت. مصور. نقاش. صورتگر: از نسیم نفسم در چمن صورت ساز بشکفد غنچهٔ تصویر بصد شادابی. سالک یزدی (از آنندراج). || ظاهرساز. ریاکار. متظاهر. مزور. حیله گر. رجوع به صورت سازی شود.
کلمات همقافیه با «صورتساز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «از» برای سرودن شعر