معنی صورتخانه
6 بازدید
[ رَ نَ / نِ ] (اِ مرکب) بتخانه. بُدّ: گفتگوی گشت صورتخانه هرکه بازداشت صورت چین چشم بر در گوش بر دیوار داشت. خواجه آصفی (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «صورتخانه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر