معنی صورتبین
5 بازدید
[ رَ ] (نف مرکب) بینندهٔ صورت. آنکه ظاهر را نگرد. آنکه معنی را درنیابد یا بدان توجه نکند. مقابل معنی بین. قشری : آنچه با صورت پرستان هری کردی عیان هیچ صورت بین ندارد ز آن معانی جز خبر. سنایی. هرکه ماه ختن و سرو روانت گوید او هنوز از قد و بالای تو صورت بین است. سعدی. بود دائم چون زبان خامه حرف ما یکی گرچه پیش چشم صورت بین دوتا بودیم ما. صائب.
کلمات همقافیه با «صورتبین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر