معنی صورتباز
5 بازدید
[ رَ ] (نف مرکب) شخصی که روزانه اشکال مختلفه ساخته مجلسی را گرم دارد، مانند شب بازان که شبها این عمل کنند. عمل او را صورت بازی و در هندی بهروپ خوانند. (آنندراج). || آنچه صورت و شکل را منعکس سازد همچون آینه : نکند رو سوی او هیچکس از خودبینان خصم اگر آینه کردار شود صورت باز. واله هروی (از آنندراج). حسن معنی هرکه دارد مردم چشم منست چشم من چون خانهٔ آئینه صورت باز نیست. صائب (از آنندراج). هرچه در دل پرتو اندازد ظهوری میکند گر بمعنی بنگری آئینه صورت باز نیست. محمدقلی سلیم (از آنندراج). و رجوع به صورت بازی شود.
کلمات همقافیه با «صورتباز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «از» برای سرودن شعر