معنی صورتآرائی
6 بازدید
[ رَ ] (حامص مرکب) صورت نگاری کردن. (آنندراج). عمل صورت آراء. نقاشی. صورت نگاری : خردکاری به کار بنائی نقشبندی به صورت آرائی.نظامی. روشنی یافت از تو بینائی نه به صورت به صورت آرائی.نظامی. رجوع به صورت شود.
کلمات همقافیه با «صورتآرائی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ئی» برای سرودن شعر