معنی صورة
6 بازدید
[ رَ ] (ع اِ) صورت. ج، صُوَر. رجوع به صورت شود.[ رَ تَنْ ] (ع ق) از جهت صورت. از لحاظ صورت. مقابل معنی. رجوع به صورتاً و صورت شود.[ رَ ] (اِخ) مکانی است در صدر یلملم از اراضی مکه. (معجم البلدان).[ صَ رَ ] (ع اِ) خارش سر. (مهذب الاسماء). خارش سر، چنانکه صاحب او خواهد که کسی شپش سر او را جوید. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «صورة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رة» برای سرودن شعر