معنی صوح
8 بازدید
[ صو / صَ ] (ع اِ) جانب وادی و دیوار آن. || پائین کوه یا روی کوه که بدیوار ماند و جانب و ناحیه آن. کوه. || (مص) کفانیدن چیزی را. (منتهی الارب). شکافتن. (تاج المصادر بیهقی).
کلمات همقافیه با «صوح»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وح» برای سرودن شعر