معنی صوبة
7 بازدید
[ بَ ] (ع اِ) توده و انبار. (منتهی الارب). هر چیز فراهم شده، و گفته اند طعام فراهم شده. (از اقرب الموارد). گردشده. کودشده. توده گشته. || انبار هر چیزی یا انبار گندم و خرمادان بزرگ. (منتهی الارب).[ صَ بَ ] (اِخ) نام اسب حسان بن مرة. (منتهی الارب).[ صَ بَ ] (اِخ) نام اسب عباس بن مرداس. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «صوبة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بة» برای سرودن شعر