معنی صوب

معنی صوب

6 بازدید
[ صَ ] (ع مص) فرودآمدن باران. (منتهی الارب). باران باریدن. (تاج المصادر بیهقی). || آمدن از بالا به نشیب. (منتهی الارب). از بالا در نشیب آمدن. (تاج المصادر بیهقی). || قصد کردن. آهنگ نمودن. || به هدف رسیدن تیر. || (اِ) قصد. آهنگ. || باران. (منتهی الارب). || طرف. جانب. (غیاث اللغات). سمت. ناحیت : و یک اصفهبد را با لشکری گران از صواب چین فرستاد. (فارسنامهٔ ابن البلخی ص ۴۵). حضور تو در صوب این سنگلاخ دیار مرا نعمتی شد فراخ. نظامی. از صوب راستی منعطف و ظلمات ظلمی که بعضها فوق بعض بود متراکم گشت. (جهانگشای جوینی). او را بر صوب خراسان روان کرد. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۴۵). تا چون رایات از مشرق برسد ایشان از آن صوب درآیند. || (ص) راست. ضد خطا. (منتهی الارب) (فرهنگ رشیدی). || (اِمص) راستی. (غیاث اللغات).

کلمات هم‌قافیه با «صوب»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «وب» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید