معنی صواف
5 بازدید
[ صَ واف ف / صَ ] (ع ص، اِ) جِ صافَّة. (منتهی الارب). گاوان و اسبان و شتران تیزرو که بر سه پا استند. (غیاث اللغات). رجوع به صافَّه شود. || گفته اند شترانی که برای قربانی استاده باشند. (غیاث اللغات). || جِ صاف، صف کشنده : پای ظاهر در صف مسجد صواف پای معنی فوق گردون در طواف.مولوی.[ صَ وْ وا ] (ع ص، اِ) پشم فروش. (مهذب الاسماء) (اقرب الموارد). ج، صوافون.
کلمات همقافیه با «صواف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اف» برای سرودن شعر