معنی صوابرای
6 بازدید
[ صَ ] (ص مرکب) آنکه رأی او صائب باشد. درست فکر. راست فکر. درست اندیشه. بخرد. با خرد: گویند مرا صوابرایان بهوش چون دست نمیرسد بخرسندی کوش. سعدی. رجوع به صوابرائی شود.
کلمات همقافیه با «صوابرای»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ای» برای سرودن شعر