معنی صنوبرخرام
6 بازدید
[ صَ / صِ نَ / نُو بَ خُ ] (ص مرکب) آنکه خرامیدن او همانند صنوبر است در حرکت به چپ و راست : خورشید زیر سایهٔ زلف چو شام اوست طوبی غلام قد صنوبرخرام اوست.سعدی. با قامت بلند صنوبرخرامشان سرو بلند و کاج بشوخی رمیده اند.سعدی. چندان بود کرشمه و ناز سهی قدان کآید بجلوه سرو صنوبرخرام ما.حافظ. شانی تسلیی ز دل خویشتن نگر کارت بنازکان صنوبرخرام نیست. شانی تکلو (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «صنوبرخرام»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ام» برای سرودن شعر